ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

64

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

[ ترجمه ] « وبدان اى پسرك من هر كس كه مركب سواري أو شب وروز باشد ، به وسيلهء آن سير مىكند ، هر چند در حال توقف باشد وراه مىپيمايد هر چند ايستاده ودر آرامش باشد . وبه يقين بدان كه تو هرگز به آرمانت نرسى ، وهرگز مرگ از تو دست بر نمىدارد ، وتو راهى همان راهى هستى كه پيشينيانت رفتند ، پس زياد در طلب مال دنيا تلاش مكن ، ودر آنچه كسب مىكنى نيكو كار باش ، زيرا بسا پىگيرى وتلاش كه باعث از دست رفتن سرمايه شود ، بنا بر اين هر تلاشگرى به روزى نمىرسد ، وهر معتدل وخوشرفتارى نااميد نمىگردد . خود را از هر نوع پستى وزبونى بالاتر بدان ، هر چند كه تو را به نعمتهاى زيادى برساند ، زيرا هرگز برابر آنچه از جان خود مايه مىگذارى دست نخواهى يافت ، وبندهء ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد قرار داده است . چه حسنى دارد آن خيرى كه جز با بدى به دست نيايد ، وچه خوبى دارد آن آسايش ورفاهى كه جز با دشوارى ميّسر نگردد ؟ ! مبادا مركب‌هاى سواري طمع ، تو را با سرعت به سمت مراكز تباهى ببرند ، واگر توانگرى ، بين تو وخداوند صاحب نعمت ، فاصله نمىافكند در پى مال برو ، زيرا تو نصيب خود را مىبرى وبه سهم روزى خود مىرسى ، واندكى كه از جانب خداوند پاك به تو برسد بزرگتر وارزشمندتر از بسيارى است كه از طرف خلق أو برسد ، هر چند كه همه چيز از آن اوست . جبران آنچه بر اثر خاموشى وسكوت به تو نرسيده است آسانتر است از دريافتن چيزى كه به علّت حرف زدن از دست داده‌اى ، وحفظ ونگهدارى محتواى ظرف در گرو محكم بودن بند آن است ونگهداشتن آنچه در دست دارى نزد من ، بهتر است از خواستن آنچه كه در دست ديگران است ، وتحمّل تلخى نااميدى بهتر است از اميد بستن به مردم وتنگدستى همراه با پاكدامنى بهتر است از بىنيازى همراه با آلودگى به گناه ، وهر كسى سرّ خود را بهتر نگاه مىدارد . بسا كسى كه سعى در كارى مىكند كه به ضرر اوست . پرگو ، ياوه‌گو باشد ، وهر كه بينديشد بينا وهوشيار گردد ، همدم نيكوكاران باش تا از ايشان باشى ، واز بدان